تبليغاتX

............دریاچه ی غم............

............دریاچه ی غم............

پیش از هر چیز نخست بدان چه میخواهی...

 

                    سلام دوستای گلم

امروز دلم بدگرفته پریروزصبح زود خبر فوت شوهر عمه ام رو بهمون دادن واقعا دلم

 سوخت مرگ حقه ولی اون هنوز هم جوون بود و تازه قرار بود امسال بره حج اصلی

 (تمتع)که ایجوری شد وقتی خونه عمه ام رفتم واونو بیحال دیدم داغون شدم گریه امونمو

برید الان وقت بیوه شدن عمه ی نازنینم نبود عمه ای که نه دختر عروس کرده بود

نه پسر داماد عمه ام باشوهرش عاشقانه همدیگه رو دوس داشتن بچه ی۹ساله اش

اروم به مادرش میگفت مامانم صبر کن توکه همیشه صبور بودی ماهمه ممون یه روز

میریم، خدا خودش اینو برا همه خواسته وااااااااااااااااای که چقد باحرفاش گریه کردمو

 اروم شدم بچه به این کوچیکی عقلش به کجاها قد میداد باورتون میشه برا باباش

فاتحه میداد نماز میخوند از هممون خواست برا باباش  نماز شب اول قبر بخونیم ازش

واقعا خوشم اومد از طرز فکر زیباش از ایمانش وهمچنین از صبرش ...

خدارحمتش کنه اونیکه تا چندروز پیش سرکارش بود و وقتی عمه ام برا نماز صبح صداش

 میزنه میبینه تنش یخ کرده مرگ راحت وبی خطر ودرست شب جمعه اولین شب قبرش بود

 اینا همه  نشونه های برای یه انسان بزرگ، دلم واقعا براش تنگ شده خدارحمتش کنه

+نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت6:11 بعد از ظهرتوسط مهربون | |

 

             سلام گرم حضور دوستان گلم

چندروز پیش بانامزدم بحثم شد صداشو روم بلند کرد کاری که تواین یه سال هرگز ازش ندیده بودم

البته مقصر خودم بودم بد پیله کردم وباعث شدم عصبی بشه،تصمیم گرفتم کمی تنهاش بزارم تا که

اروم بشه هم اون هم خودم ولی زود سراغم امد اشتباهش همین بود عادتم داده بود که همیشه کوتاه

بیاد ناراحت شدم از دست خودم ،رفتارای بچه گونه ام باخودم گفتم لطیف باشم وازدنیای بچگیم دس

بکشم بخودم بیام مگه اون تاچه حد میتونه رفتارای بده منو تحمل کنه ،گریه ام گرفت گفتم اینبار نوبت

 منه کوتاه بیام اون مرد غرور داره وکوتاه امدم خیلی سبک شدم واروم...

گذشت شیرینه وباخودش شادی وآرامش به همراه داره باور کنید...

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت1:0 قبل از ظهرتوسط مهربون | |

 

سلام دوستای گلم ،امیدوارم حالتون خوب باشه

چندروزی دلسرد ونامید شده بودم امروز صبح که از خواب بلند شدم به خودم

سلام کردم لبخند زدم خدارو بخاطر همه چیزای خوبش شکر کردم وگفتم که

 خیلی دوسش دارم وبهش همیشه نیاز شدید دارم روزمو عالی شروع کردم

نتیجه اش هم دیدم حالم خوب بود خوشحال بودم دیگه هیچ دغدغه ونگرانی

سراغم نیومد .

دوستان بعضی اوقات زیاد ناشکر میشیم باید به خودمون نهیب بزنیم دوستون

دارم مواظب خودتون باشین

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت12:13 بعد از ظهرتوسط مهربون | |

 

 سلام دوستای گلم

چندروزی سرمای بدی خوردم ازبس خونه تکونی کردم اینقدر شستمو تمیز کردم که از پادراومدم

ولی در عوض همه جای خونه تمیز شده وبرق میزنه امسال شاید سال اخری باشه که دختر خونه

بابام میخوام کم نذارم سال دیگه اگه خدا بخواد توی خونه خودمم البته بازم میام کمک مامانیم

۲تا اجیامم هستن همگی باهم تمیز میکنیم

خلاصه سرتونو درد نیارم براهمه دوستای گلم ارزوی سلامتی وتندرستی وموفقیت در سال

جدید رو دارم دوستون دارم مواظب خودتون باشین عیدتونم پیشاپیش مبارک

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت1:24 بعد از ظهرتوسط مهربون | |

 

 

     سلام دوستان

 پارسال در چنین روزی۱۳/۱۲/۸۹ سرنوشتم رقم خورد

امروز یکسال از عقدم میگذره سعی کردم یه روز خاطره برانگیزی رو

برا همسرم بسازم کیک درس کردم یه کیک خیلی خوشمزه از کیک

های خاله منصوره ی عزیز البته یه تغییر کوچیک توش ایجاد کردم

 وبراش یه هدیه خیلی باارزش گرفتم دوس دارین بدونی هدیه ام چیه

الان میگم یه قران سفید با یه شاخه گل  رز قرمز اخه اون عاشق گل

 رزدوس دارم قران تو زندگیمون همیشه نقش داشته باشه

 به نظرتون خاطره برانگیز میشه اولین سالگردمون

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت2:1 بعد از ظهرتوسط مهربون | |

 

سلام دوستای گلم چند روز دیگه ولنتاینه میخوام عشقم بایه چیز کوچیک سوبرایز کنم

دیروز رفتم براش هدیه گرفتم نامزدم پارسال حسابی غافلگیرم کرد امسال نوبت منه که

تلافی کنم این روز قشنگه پیشاپیش به همه دوستام و بویژه: خاله منصوره و عمو محمود

واناهیت جون واقای دکتر ونامزد عزیزم  اقا سید مهدی وهمچنین داداشای عزیزم

 وزن داداشهای گلم  تبریک میگم...

دوستون دارم موفق باشین.

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت4:15 بعد از ظهرتوسط مهربون | |

رحلت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم امامت حضرت علی

ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت9:32 قبل از ظهرتوسط مهربون | |

 

 

 زماني كه مردم دستانم راازمزارم بيرون بكذاريدتابدانند:

ازاين دنياي فاني باخودجيزي نبرده ام

چشمانم راباز بگذاريدتابدانند:

چشم انتظار بوده ام

دهانم راببنديدتابدانند:

ازسرپاك عشق باكسي سخن نگفته ام

وپارچه ي سبزي تا بدانندكه:

جوان بوده ام

وسرانجام تكه يخي كه بجاي اشكهاي پاك مادرم برمزارم سرازير شود

 

 


 

 

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت9:0 قبل از ظهرتوسط مهربون | |

                      ماه و آسمان...

خدایا کفر نمی گویم 

پریشانم 

چه می خواهی تو از جانم ! 

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی 

 

خداوندا ! 

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی  

لباس فقر پوشی 

غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی  

و شب ، آهسته و خسته 

تهی دست و زبان بسته 

به سوی خانه باز آیی 

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟ 

 

خداوندا ! 

اگر در روز گرما خیز تابستان 

تنت بر سایه دیوار بگشایی 

لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری 

و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی 

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد 

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟ 

 

خداوندا ! 

اگر روزی بشر گردی  

زحال بندگانت با خبر گردی  

پشیمان می شوی از قصه خلقت 

از این بودن ، از این بدعت 

 

خداوندا تو مسئولی  

 

خداوندا ! 

تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است  

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.... 

                                              دکتر علی شریعتی 

     

+نوشته شده در دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت9:48 قبل از ظهرتوسط مهربون | |

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت10:7 بعد از ظهرتوسط مهربون | |

             

 

                                        

  شهادت امام حسین
 
 
 دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم
 
 بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم
 
 فردا كه كسی را به كسی كاری نیست
 
 دامان حسین اگر نگیرم چه كنم
 
 
 
 السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)
 
 التماس دعا

+نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت9:54 قبل از ظهرتوسط مهربون | |

                           

 

                                shabe_yalda_6.jpg   

  سلام

سلام صدتا سلام

 وای بچه شب یلداست من سالهای قبل یش هم خوابگاهی هام بودم نمیدونین چه حالی داشت هرکی

 به این فکر بود که هندونشو چه شکلی دربیاره،بعدش هزار دفعه سفره رو میچیدیم چون سلیقه ها متفاوت

بود مردیم تا اخر سر سفره شب یلدا رو چیدم نکه همه خوش سلیقه بودیم  بزور  باهم کنار می امدیم بعد 

 چیدن سفره نوبت عکس انداختن بود بعد عکس حمله به سفره شب یلدا وای   جاتون خالی  

باخودتون فکر نکنید بیجنبه و شکمو بودیما نه جدا ازاینها خاطره میگفتیم فال حافظ می گرفتیم اخر سر هم مث

بچه  مثبتها میکردیم...

هر چه نمیشه از این خاطرههای خوش گذشت ولی میگذریم تا به شما دوستای گلم برسیم وشب یلدارو به

همتون تبریک بگم...

                      شب یلداتون مبارک ایشالا به همتون خوش بگذره دوستای گلم            

+نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت5:57 بعد از ظهرتوسط مهربون | |